چکیده:

خشت اول چون نهد معمار کج       تاثریا میرود دیوار کج

در سنین نوجوانی بهترین موقعیت است برای اینکه نوجوان دیوار زندگی خود را محکم و استوار بسازد و پایه و اساس آن اهداف الهی باشد.حال برآنیم تا بتواند گام هایش را طوری بردارد تا برای خدا باشد و علم را همراه با دین بفهمد، به قول آندره ژِید:معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد برای من بیهوده است باید پای برهنه ام نرمی شن های ساحل را حس کند حال به عنوان آموزنده ی درس شیمی می خواهیم تا شیمی برای زندگیش باشد.به طور خلاصه در این مقاله با شرح چنین موضوعاتی روبرو هستیم:

-هوشمندی مولکول های آب و تعمیم آن به همه ی ذرات هستی

-آب خوب و بد ،زشت وزیبا،افکار مثبت و منفی،دعا و نیایش،موسیقی و نوشته ها را می فهمد و شکل مولکولی آن تغییر می کند.

-زیباترین شکل مولکولی آب که به صورت شش ضلعی منظم و بسیار زیبایی است،هنگامی است که برایش قران پخش کردند.

-توجه به این نکته که دو ،سوم از وزن بدن ما و قسمت اعظم کره ی زمین را آب فراگرفته پس مراقب رفتارهایمان باشیم!

-وجود لایه های هواکره با ویژگی های کاملا متضاد با مرزی نامريی از هوا و گاز های هواکره

-وجود لایه ای محافظ در آسمان که از ورود اشعه ی فرابنفش به جو زمین جلوگیری می کند و اشاره های قرانی مربوط به ان.

-برزخ و حايل میان دو دریای شور و شیرین که بیان کننده ی قانون کشش سطحی آب است.

-شگفتی های آسمان،فواید رعدو برق و خواص اسیدی بودن باران همراه بابرق.

-حرکت دایره ای و کروی بودن اکثر پدیده های طبیعی از جمله:کوچک ترین ذرات اتم ها که شامل حرکت دایره ای الکترون ها به دور هسته،حرکت سیارات منظومه ی شمسی مانند زمین،حرکت دایره ای جنین در فضای محدود و کروی رحم مادر.

-رنگ های شیمیایی موجود در طبیعت و بیان خاصیت ها و بررسی آثار روحی- روانی در انسان ها و سایر موجودات.

-سوختن چوب و تولید آتش بااستفاده از انرژی شیمیایی ذخیره شده ی خورشید.

شاهکار طبیعت فراتر از هدف چیره دست ترین هنرمند است  و جالب اینجاست که هیچ تصادفی هم در کار نیست. همه ی آن نتیجه ی قصد و اراده ی قطعی است.طرحی استادانه و مستور!

همه ی ذرات هستی به ما می آموزند که:"یُسَبِحُ لِله ما  فی السموات وَ ما فِی الَارض"

هر کس به زبانی سخن صنع تو گوید   بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

آری... دوستان خدا را می توان در همه جا حس کرد کافیست به ندای طبیعت گوش فرا دهیم

به جهان خرم از آنم که جهان خرم اوست    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست 

باید به آدمیان به عنوان جلوه و قطره ای از روح پاک خدا بنگریم و به ذرات هستی به عنوان آفریده ی خدا بنگریم پس:

چشم ها را باید شست        جور دیگر باید دید

  مقدمه:

خداوند ما انسانها رادر زمین خلیفه الله قرار داده تا اسماءاللهی و صفت هایش در جهان هویدا شود.پس هر یک از ما رسالت ازلی بر دوش داریم تا هنر خود و آنچه از علم الهی در مخزن دل ما قرار داد هویدا کنیم.خداوند منشأ تمام علوم است اگر لحظه ای فکری نو و اندیشه ای والا در ذهن و دل ما خطور کند مطمئنا خالق لا یزال ما منشا ان بوده است .

آری او ناظر بر اعمال،افکاروخیالات مااست.او بسیار عالم است او بر همه ی غیب ها،اشکار ها و ناگفته ها و نانوشته ها و همه ی کاینات علم دارد.

"ما به جز به امر خدای تو هرگز از عالم بالا نازل نخواهیم شد اوست که که بر همه ی جهان های پیش رو و پشت سر ما و بین انها هر چه هست به احاطه علمی اگاه است و هرگز چیزی را فراموش نخواهد کرد." «64 مریم»

حال که ما خدایی به این مهربانی و به این عالمی داریم آیا سزاست که در علوم مختلف به اهدافی غیر خدا بپردازیم؟و از این همه زیبایی علم غافل باشیم.

اگر هدف همه ی علوم این باشد که عظمت خداوندی و معرفت الهی اشکار شود علوم مختلف مقدس می شود و آنگاه پذیرش علم و دین در کنار هم متعالی می شود در این شرایط دیگر کسی از علم آموزی خسته نمی شود و مهمتر از آن دین را با حکمت هایش،معجزاتش و عظمت خدایش در می یابد آنگاه دیگر دین بزرگترین ارزش و هویت زندگیش می شود. علم را نباید با اهداف پست دنیایی اموخت.

حال در این مجموعه می خواهیم زیباییهای شگفت انگیز علم شیمی را با بیان ارتباط ان با آموزه های دینی و لذت بردن از این علم سرشار از شگفتی را که می توانیم در خلال درس برای دانش آموزان بیان کنیم را فرا می گیریم.

صدای قدم های آب را می شنوی؟

صدای حضورش را که بر زخمه ی دل رود می خرامد و می رود؟

حرف ها دارد...خاموش نیست،حرف ها با من و تو

و این صدا نه فقط از نای آب

که از حنجره ی طبیعت شنیدنی است

سبوحٌ قدوسٌ،ربَ الملایکةُ و الروح،می شنوی؟

و این صدا تنها امروز شنیدنی نیست،که دیدنی است!باور نداری؟

باور کن!خط به خط این مقاله را بخوان تا در یابی.

حرف های آب شنیدنی است

کافی است گوش دل بسپاری!

که شاید سهراب زمانی نه چندان دور این صدا را شنید:

"آب را گل نکنیم...

مردمان سر رود آب را می فهمند

گل نکردندش ، ما نیز آب را گل نکنیم."

 

در کتاب سال اول در موردویزگی های غیر عادی مولکول های آب 4 مورد را نام برده،ما میتوانیم هوشمندی مولکول های آب را از جمله دیگر ویزگی های باور نکردنی نام ببریم.یک دانشمند زاپنی به نام دکتر ایموتو روی شکل کریستالی مولکول های آب تحقیق کرد،

نتایج تحقیقات دکتر ایموتو به شرح زیر است:

- تاثیر افکار مردم بر مولکول آب:او اب انواع مختلفی از چشمه هایی را که تازه از دل کوه سرازیر می شدند را به شکل کریستالی در اورد و مشاهده کرد که مولکول های اب بسیار زیبا بوده ولی وقتی همان ابها به داخل شهر می امد و از کنار مردم عبور می کرد ودر معرض اندیشه های مردم قرار می گرفت شکل مولکول های اب به هم ریخته می شد و بسیار زشت!

شکل کریستالی مولکول های آب در معرض افکار مثبت به شکل شش ضلعی منظم و بسیار زیبایی در می اید ولی در برابر افکار منفی به شکل نامنظم و نازیبایی در می اید.حال آیا شایسته است که ما انسان ها پر از افکار منفی و بد نسبت به همنوعانمان باشیم؟؟

-تاثیر سکون بر شکل مولکولی آب :دکتر آب دریاچه هایی که راکد و ساکن بود را نیز آزمایش کرد و با آب هایی که در جریان رود خانه بودند مقایسه کر د و مشاهده کرد که آب سان شکلی نامنظم و به هم ریخته دارد ولی آب های جاری که البته در معرض افکار نا منفی قرار دارد،شکلی منظم و زیبا دارد از این موضوع می توان نتیجه گرفت که تک تک مولکول های آب با سکون و بی هدفی مخالف است و همه یاخته ها و ذرات جهان با رکود سازگاری ندارند و همیشه در حال تکاپو هستند.

و حال ما انسان ها باید در یابیم که بیهوده افریده نشده ایم در ذرات آب این هوشمندی وجود دارد که باید جاری شود و تشنه ای را سیراب کند و گره ای  از کار خلق خدا بگشاید،تا چه رسد به انسان که اشرف مخلوقات است و هدفی والا پیش روی اوست و بالاخره این که لحظه ای سکون،هرگز!

-  او همچنین به این نکته اشاره کرد که مولکول های اب به قدری هوشمند هستند که اگر یک جمله ی معین را به زبان های مختلف به اب بگویند مولکول های اب به شکل های مختلف تغییر می کند.

- او همچنین تاثیر دعا را بر مولکول های اب ازمایش کرد:به تعدادی افراد در نقاط مختلف سفارش کرد تا برای ابی که بر روی میزش قرار داشت دعا کنند او احتمال می داد مولکول اب زیبا شود ولی بر خلاف انتظار مشاهده کرد که بسیار،زیبا نشدنداو از انها خواست تا خالصانه دعا کنند و دوباره ازمایش کرد و مشاهده کرد که بسیار زیبا شده بود.شبیه این ماجرا در زمان حضرت موسی اتفاق افتاده بود:مردم برای بارش باران دعا می کردند و باران نمی بارید!حضرت موسی از خدا پرسید چرا دعای مردم اجابت نمی شود؟خداوند پاسخ داد:یکی در بین شما هست که گناهکار است و دعایتان اجابت نمی شود.حضرت موسی به مردم گفت،و ان یک نفر توبه کردو خداوند فرمود:فقط به خاطر ان یک بنده ی پشیمانم برایتان باران میفرستم.

اینجاست که می فهمیم:"إنَّ الله یُحِبُ التوابین"یعنی چه؟

اری اب حتی اخلاص در دعا را هم می فهمد.حال آیا شایسته است که ما انسانها با ریا و بدون اخلاص خدا را صدا بزنیم؟؟

البته دکتر نحوه ی دعا کردن را هم بررسی کرد وعلت این را هم بیان کرد که چرا هنگام دعا دست هایمان را به هم نزدیک می کنیم؟این یک شیوه و سنت رایج است که نمی تواند بی دلیل پدید آید و بایستی چیزی در ورای آن نهفته باشد. چیزی که انسان ها را در همه ی جهان به حرکت و تکاپو وا می دارد.انرژی موج است و امواج به واسطه ی رزنانس منتشر می شوند.انرژی از نقطه ای به نقطه ی دیگر جریان می یابد و از سر اتفاق و به سادگی پدید نمی اید.یک دست هم به تنهایی نمی تواند جریان انرژی به وجود اورد، با همراهی دست دیگر است که جریان انرژی به وجود می اید.حال یک سؤال:چرا انسان های پیشین بازو های خود را تا حد زیادی از هم باز می نمودند؟بدون شک برای اینکه انرژی خورشید دریافت کنند و بعد با چشمان بسته دست ها را به هم می رساندند تا انرژی احساسات خود را در قالب دعایی خالصانه  از وجود خود منتشر کنند و آب با نوع حالت ظاهری دعا به شکل های مختلف زیبا می شد.

دکتر کلمه ی مقدس"بسم الله"را برای آب گفت و بلوری در نهایت زیبایی به دست اورد در مورد اسلام اطلاعات زیادی نداشت ولی بعد از این مشاهده به دین اسلام ترغیب پیدا کرد.

اب در مقابل انواع موسیقی ها نیز واکنش نشان می دهد و زیباترین شکل کریستالی مولکول اب که اوج زیبایی ان است هنگامی بود که برای اب قران پخش شد.

من به مهمانی دنیا رفتم

من به باغ عرفان،من به دشت اندوه

من به ایوان چراغانی دانش رفتم

رفتم از پله ی مذهب بالا

تا ته کوچه ی شک

تا هوای خنک استغنا....

آب در یک قدمی است

- و در اغاز فقط کلمه بود،کلمات انرژی هستند،کلمات قدرت کیهانی دارند،کلمات زندگی هستند...هر کلمه ارتعاشی در طبیعت به وجود می اورد.اب حتی خفیف ترین ارتعاشات را درک و دریافت می کند.آب این نوسانات را به شیوه های طبیعی دریافت می کند،حتی اگر از کلمات و حروف یک زبان نشات گرفته باشد.

اب در برابر نوشته ها نیز واکنش می دهد:آب در مقابل نوشته هایی چون:خدا،روح،حقیقت،عشق به خانواده به همسر به میهن به بشریت،مادر ترزا،ابدیت،صداقت و یکرنگی،دوستت دارم،متشکرم،واکنش نشان می دهد و مولکول های کریستالی ان به شکل بسیار زیبا در می اید.ولی نوشته هایی چون:شیطان،ازت متنفرم به شکل بسیار زشت و نامنظمی در می اید.حال آیا سزاست به همنوعان خود بگوییم:"ازت بدم میاد"؟

-دو، سوم از حجم بدن مارا و همچنین بیشتر حجم کره ی زمین راآب تشکیل داده است حال آیا شایسته است که با افکار منفی و بد بینانه مولکول های بدنمان و آب های کره ی زمین را زشت کنیم؟

-وقتی آبی با مولکول های بسیار زشت و سرشار از افکار منفی به سلول های بدنمان تزریق کنیم جز بدبینی وافکار منفی به جهان پیرامونمان چیز دیگری نمی توانیم منتقل کنیم.و اینجاست که باید بگوییم: "از کوزه همان برون تراود که در اوست"

-آب آیینه ی ماست ما باید از این مایع رایج طبیعت درس بگیریم زیرا که ما از آغاز زندگی مان از همان دوران جنینی که پاکی و حضور خدا در ما جلوه گر بود،در محیط آبی رحم مادر شناور بودیم .

پس بگذاریم صدای امواج دریا که باعث آرامش روحی ما می شود ویاداور لحظاتی که بیش از هر زمانی بوی خدا می دادیم حفظ شود.

شگفتی های آسمان:

(سوره ی مرسلات ، آیه های ۸ و ۹)

سالیان درازی است که پهن دشت آسمان شب ها جولانگاه میلیاردها شیء درخشان است که از دور و نزدیک، پر نور و کم نور به چشمک زدن مشغول اند. چه بسیار انسانهایی که در این سالیان دراز پای به عرصه ی گیتی گذاشته اند و در طول عمر خود شب های زیادی را با این ستاره ها همراز شده اند. آن زمان که خداوند دست به آفرینش آسمان زد برای خشنودی انسان آسمان را آراست. ستاره ها نگین های درخشانی بودند که آسمان را با قدوم خود منور ساختند. آن ها زینت بخش آسمان، راهنمای مسافران بیابان ها در دامن تفتیده کویر، رهگشای ناخدایان در دامن دهشتناک شب های دریا، شمع شب افروز عارفان و شب زنده داران و روشنی بخش محفل عاشقان بودند. امروزه در پی آن سالیان دراز هنوز انسان ها در دل شب به تماشای آسمان می نشینند. با آن راز و نیاز می کنند. هر چند که بسیاری از رازهایی که پیشینیان از آن بی خبر بودند اکنون آشکار شده است. حالا ما می دانیم که هر یک از این نگین های درخشان آسمان ممکن است که هزاران و حتی میلیون ها برابر اندازه ی زمین یا خورشید ما باشند. بسیاری از آن هایی که اینک در صفحه ی آسمان می درخشند و به ما چشمک می زنند شاید اکنون دیگر وجود نداشته باشند و آنچه ما می بیینم نوری باشد که میلیاردها سال پیش از آن ها جدا شده و امروز به چشم ما میرسد و ما آن را می بینیم. پس آن چه ما می بینیم همه مربوط به گذشته است.

قرآن سخن از آن می گوید که روزی همه ی این ستارگان درخشان تاریک خواهند شد. ما همیشه این را شنیده ایم که هر چه پای در این دنیا می گذارد، عبور می کند و بالاخره روزی باید از این دنیا خارج شود، پس نابودی همه چیز وعده ی همیشگی الهی بوده است و ما اکنون در پی آنیم که علم امروز چگونه می تواند وقوع این وعده را پیش بینی کند. برای بررسی این آیه از بعد علمی، عینک اختر شیمی را به چشم می گذاریم و به تماشای چگونگی اجرای وعده ی خداوند در مورد تاریک شدن ستارگان می نشینیم.

قرآن گنجینه‌ای است سرشار از مسائل و مفاهیم گوناگون که از قدیم الایام توجه بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران را به خود جلب کرده است. درباره اعجاب و اعجاز این کتاب مقدس گفتنی‌های بسیاری گفته‌اند و در مورد قدرت خارق العاده قرآن همین نکته بس که چگونه اعراب بادیه نشین دوره جاهلیت را به ملتی بدل کرد که صلای ایمان و وحدت و تمدن در جهان در دادند.

دانشمندان مسلمان علم شیمی:

هرچند، برخي «لاوازيه» را مبدع علم شيمي دانسته‎اند؛ اما، به تعبير گوستاو لوبون، اينان فراموش كرده‎اند كه اروپائيان هيچ يك از علوم و از جمله علم شيمي را بدون مقدمه درك نكرده‎اند. و چنانچه وسائل آزمايش و لابراتوارهاي مسلمانان نبود هرگز «لاوازيه» نمي‎توانست به اكتشافات جديد دست يابد.مشهورترين و قديمي‎ترين دانشمند شيمي مسلمان، «جابربن‎حيان» مي‎باشد كه در اواخر قرن هشتم ميلادي مي‎زيسته است و به گفته ابوالفرج اصفهاني هزار و سيصد جلد كتاب در علم فيزيك و شيمي و هيئت و نجوم و رياضي و ساير رشته‎ها نوشته است. بسياري از كتاب‎هاي وي به زبان لاتين ترجمه شد و باعث نفوذ گسترده وي در اروپا گرديد.از جمله تركيباتي كه مسلمانان در علم شيمي كشف كردند مي‎توان به الكل، جوهر گوگرد (اسيد سولفوريك)، تيزاب نيتريك (اسيد ازتيك) و آب‎طلا اشاره كرد. همچنين برخي از مهم‎ترين مبناهاي شيمي نظير تقطير از كشفيات مسلمانان بوده است.

یکی دیگر از پدیده های شگفت انگیزی که عظمت الهی را نشان می دهد:

وجود لایه های مختلف هواکره است

-ما در هوایی نفس می کشیم که شامل مجموعه ای از گازها و بخار آب است.

تا ارتفاع 20 کیلومتری از سطح زمین لایه ای به نام تروپوسفر وجود دارد که در این لایه با افزایش ارتفاع دما کاهش می یابد.

در لایه بعدی به نام استراتوسفر که تا ارتفاع 50 کیلو متری سطح زمین امتداد دارد با افزایش ارتفاع دما نیز افزایش می یابد.

لایه بالاتر که مزوسفر نام دارد تا ارتفاع 80 کیلومتری از سطح زمین ادامه دارد و با افزایش ارتفاع دما کاهش می یابد.

لایه اخر که تا ارتفاع خیلی زیادی از سطح زمین قرار دارد با افزایش ارتفاع دما به شدت افزایش می یابد.

با کمی تأمل در این مطالب در می یابیم که:هر لایه نسبت به لایه ی بعدی از لحاظ دما دقیقا عکس هم هستند و خداوند با علم بی منتهایش ان ها را طوری قرار داده که ابدا با هم مخلوط نمی شوند و حتی هر کدام از لایه ها اندکی از ویژگی های لایه بعدی را ندارد.البته جالب تر اینکه لایه اوزون در استراتوسفر لایه ای بسیار مفید است که از نفوذاشعه ی خطرناک فرابنفش به جو زمین جلوگیری می کند و وجود ازون در تروپوسفر که با دخالت انسان ها از طریق آلودگی هوا به وجود آمده است باعث شده تا نقش بسیار مضری در این لایه داشته باشد.ازون موجوددر استراتوسفر بهترین محافظ برای تمام موجودات کره ی زمین است و خداونداین امر قرن ها قبل بر دل پیامبر نازل کرده بود:

"اَفَلَم یَنظروا اِلی السَماءِ فوقَهُم کَیفَ بَنَیناها و زَیَّناها وَ مالَها مِن فُروج"

«آیا منکران حق ،آسمان را بر فراز خود نمی نگرند که ما چگونه بنای محکم اساس نهاده ایم و ان را به زیور ستارگان درخشان اراسته ایم و هیچ شکافی و خللی در ان راه ندارد.»(6ق)

شبیه همین مو ضوع در آب کره هم وجود دارد.

-در طبیعت بسیاری از دریا ها یافت می شوند،با اینکه در کنار هم هستند یکی آب شور و دیگری آب شیرین دارد و با ایجاد یک مرزاین دو آب با ویژگی های کاملا متفاوت امکان مخلوط شدن و آمیختن را ندارند.البته در زمین کره نیز لایه هایی وجود دارد که امکان مخلوط شدن با هم را ندارد.که این امر در مورد اجسام جامد شاید زیاد شگفت انگیز نباشد ولی در مورد سیالات که هیچ مرز مريی وجود ندارد بسیار شگفت انگیز است

آهن:

 در آيه 2 سوره ي الحديد آمده که:له الملک السماوات ...........آهن عنصري است که براحتي از زمين استخراج شده و به راحتي مي توانيد به آن برگردد و دوباره مثل قبل بصورت اکسيد آهن قرمز رنگ در کاني آهن درآيد که اين آيه مي تواند به اين موضوع اشاره داشته باشد.در آيه 25 اين سوره که مي فرمايد در آيه 25 سوره حديد آمده است آهن (و ديگر فلزات)را که در آن سختي (براي جنگ و کارزار) و هم منافع بسيار براي مردم است افريديم):ابتدا اشاره به فرستادن انبيا با عدل و سپس از خصوصيات آهن که فوايد زيادي دارد و براي حفظ عدالت آفريده شده صحبت مي کند. و امروز ميدانيم که آهن و آليازهاي آن به مجموع فلزات ديگر در زندگي انسان اهميت دارد.و همیشه عدالت پایدار است.

از لحاظ شيميايي آهن داراي عدد اتمي زوج است و پايداري بيشتري نسبت به عناصر با عدد اتمي فرد دارد و نسبت به آنها فراواني نسبي بيشتري دارد.فراواني عناصر به پايداري آنها مربوط می شود استاين پايداري براساس انرژي اتصال بيان مي شود.هنگام تشکيل هسته اتم از اجزاي آن مقداري ماده به انرژي تبديل مي شود که اين انرژي براساس رابطه زير بيان می شود:E =(m)C انرژي اتصال آهن از اختلاف بين جرم هسته آهن و با جرم 26 پروتون و 30 نوترون تشکيل دهنده آن بدست مي آيد.

آب دريا ها :

در آيات متعدد قرآن خداوند اهميت دريا و آب را بيان ميکند (و هم او خدايي است که دريا را براي شما مسخر کرد)(نحل 14).درياها سرشار از مواد معدني و جلبلک هايي است که پايه و اساس زنجيره غذايي را در داخل آب تشکيل داده و اهميت زيادي در زندگي انسانها دارند.سوره الرحمن آيه 19 اشاره به دو دريايي دارد که در کنار هم قرار دارند و در حاليکه با هم تماس دارند در ميان آنها مانعي قرار دارد که يکي برديگري غلبه نکند.چرا؟سرنوشت آب درياها:قرآن کريم در آيه 6 سوره تکوير از برافروخته شدن درياها و آيه 3 سوره انفطار از به هم پيوسته شدن درياها در روز قيامت صحبت ميکند که جاي بسي شگفتني است بعيد نيست در استانه قيامت آب اين درياها که از دو ماده اکسيژن و هيدروژن تشکيل يافته چنان تحت فشار قرار گيرند که تجزيه شوند و بر اثر يک جرقه همگي تبديل به يک پارچه آتش شوند.

 سوختن چوب و توليد آتش:

در آيه 80 سوره ياسين خداوند به خاصيت آتش افروزي درختان سبز اشاره مي کند.امروز ميدانيم گياهان گاز کربنيک را از هوا و آب را از زمين جذب کرده و به کمک انرژي نوراني خورشيد طي عمل فتوسنتز در ابتدا ماه گلوکز الي را ساخته واکسيزن آب در اين فرآيد آزاد ميشود.طي فرآيندهاي بعدي از گلوکز چوب ساخته ميشود و انرژي ذخيره شده (انرژي شيميايي خورشيد)در گياهان هنگام سوختن چوب ها آزاد مي شود و همچنين اگر تمام چوب ها و درختان بر اثر وزش باد و طوفان به هم بخورند آتش سوزيهاي وسيع و وحشتناک در جنگلها رخ مي دهد.

رعدوبرق:

ايه 12 سوره رعد و 24 سوره روم در قرآن رعد و برق را هم مايه ي اميد و هم مايه ي ترس معرفي ميکند و امروز با اکتشافات علمي ثابت شده که رعد و برق فوائد برکات فراواني دارد از جمله :1-آبياري و از برق معمولا حرارت فوق ا لعاده زيادي توليد مي شود که مقدار زيادي از هواي اطراف را سوزانيده و در نتيجه فشارها کم شده و ابرها مي بارند.2-در هنگام برق قطرات باران با اکسيژن کافي اضافي ترکيب شده که يکي از آثارش کشتن ميکروبهاست و به همين دليل هر سال که رعد و برق کم باشد آفات گياهان زياد مي شود. 3-قطرات باران بر اثر برق و حرارت شديد يک حالت اسيدي پيدا مي کند و هنگام پاشيدن بر زمينها يک نوع کود گياهي موثر ساخته مي شود و گياهان تغذيه ميکنند.

رنگهاي شيميايي در قرآن:

بشر از بدوخلقت تحت تاثير دو عامل مهم شب و روز بوده است.انسان با مشاهده علامت شب(تاريکي)به سر پناه خود روي مي آوردو با آشکار شدن صبح و روشنايي به سوي تلاش و فعاليت مي شتابد. خداي متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتي بزرگ ياد مي کند و در کنار ساير نعمتهايش مي فرمايد:"و جعلنا الليل لباسا و جعلنا النهار معاشا" (يعني شب را براي شما پوششي قرارداديم و روز را براي معاش شما قرار داديم )اين عملکرد فطري در انسان بيانگر اين است که انسان ناخوداگاه تحت تاثير رنگها قرار مي گيريد و با کشيده شدن پرده آبي تيره بر آسمان احساس نياز به استراحت و آرامش در او به وجود مي آيد و با طلوع صبح و آشکار شدن نور و روشنايي زرد رنگ به انسان نيروي تکاپو و فعاليت دست ميدهد.بنابراين پيشينه شناخت رنگها و احساس نياز به آنها به صورت تکويني در خلقت وجود داشته است. از اين رو خداوند رنگها را صفت مشترک بين موجودات اعم از زنده و غير زنده قرار داده و مي فرمايد:"آيا نديدي که خدا باران را از آسمان فرود اورد و با ان انواع ميوه هاي گوناگون و رنگارنگ پديد آورد و در زمين کوهها و طرق زياد و اصناف و رنگهاي مختلف سفيد;سرخ;سياه خلق فرمود و از اصناف انسان (مرد و زن ) و اجناس حيوانات نيز به همين گونه مختلف آفريد."خواص رنگ سبز در قرآن کريم از ميان همه رنکها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتيان معرفي شده است.":ويلبسون شبابا خضرامن سندس و استبرق"لباسهاي سبز حرير و ديبا بپوشند..مسرت بخشي و شادآور بودناگر آب مايه حيات است;رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگي مي باشد چرا که طبيعت با اين رنگ لباس حيات به تن مي کند خداوند متعال اين شگفتي را به صورت زيبا ترسيم کرده و ميفرمايد:رنگ سبز رنگ گياهان و طبيعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادابي معرفي مي کند"فانبتنا به حدائق ذات بهجه"پس به وسيله آب باغهاي بهجت انگيز رويانديم.در تعريف بهجت آورده که البهجه حسن اللون و ظهور السروفيه"بهجت بهترين رنگ است و شادابي و نشاط در آن ظهور دارد.امام صادق عليه السلام در بيان خاصيت رنگ سبز مي فرمايد:"سه چيز غم و غصه را از بين مي برد 1-آب 2-رنگ سبز 3-خوشرويي.خواص رنگ قرمز از منظر آيات و رواياتخداوند متعال در قرآن کريم از رنگ قرمز به عنوان رنگ کوهها در جاده هاي پرپيچ و خم کوهستاني تعبير آورده و مي فرمايد:برخي از کوهها داراي خطوط سفيد و سرخ به رنگها مختلف آفريديم;که با اندکي تامل در آيه فوق به جايگاه رنگ قرمز در علم زمين شناسي پي مي بريم زيرا کوهها سرخ رنگ منبع عظيم آتشفشاني هستند و مدام در حالت تلاطم مي باشند. که نماد اصلي اين کوهها گرم و فعال بودن آنها است به همين علت در اثر تغييرات جغرافيايي شروع به فوران مي کنند و در آيه 37 سوره الرحمن نيز در سرخي دگرگونيها ي صفحه آسمان به هنگام قيامت به اين رنگ تشبيه شده است با اين بيان که "پس آنگاه که آسمان شکافته شوند مانند چرمي سرخ وگلگون گردد."رنگ زرد از منظر آيات و روايات"آيه يقول بقره صفر» فاقع لونها تستر الناظرين"در اين آيه "صفرا»"با صفت"فاقع"آمده است.اين چينش در بردارنده نکته مهمي در مورد رنگ زرد مي باشد;زيرا فاقع از نظر لغوي به معناي زرد يکدست پررنگ و خالص مي باشد و از دقت در معناي آن چنين استفاده مي شود که رنگ زرد با ويژگيهاي مذکور تشابه زيادي با رنگ موي شتر دارد.زيرا اغلب;رنگ موي شتران زرد پر رنگ يکسان است.خداوند در قرآن کريم در اين باره مي فرمايد:"انما ترمي بشرر کالصفر کانه جمالت صفير"همانا آن(دوزخ) شراره سحابي چون کاخ پرتاب مي کند گويي اشتراني زرد رنگند.در آيه فوق "جماله"جمع"جمل"به معني شتر و "صفر"جمع صفرا به معني زرد است.در آيه وجه شبه;رنگ زرد;شعله و سرعت آن مي باشد که نتيجه چنين حالتي حررات بخشي زياد است.يعني شعله هاي جهنم همانند شتران زردي هستند که از نظر تندي با سرعت زياد به هم مي پيچند.بنابراين حررات بخشي يکي از خواص رنگ زرد مي باشد.با توجه به آيه مورد بحث"انه يقول بقره صفرا» فاقع لونها تسر الناظرين"خاصيت دوم رنگ زرد;سرعت بخشي آن مي باشد.همان طور که در معناي"فاقع"بيان شد;رنگ زرد مورد نظر در آيه فوق;رنگ زردي با ويژگي هاي خاص (يکدست;خالص;پررنگ) است.به آيه;با بيان"تسرالناظرين"به اين امر اشاره آشکار فرموده است.امام صادق عليه السلام مي فرمايد:هر کس رنگ زرد بپوشد تا زماني که در پايش است در خوشحالي به سر مي برد و نيز از امام علي عليه السلام نقل شده است:هر کس کفش زرد بپوشد کدورت و غصه اش کاهش مي يابد.

وجود برزخ در میان دریا ها:

قرآن كريم در سوره‌هاي «فرقان» و «رحمان» قانوني را كه مخصوص آب است، ذكر مي‌كند.به عنوان شاهد:خداوند در آيه 53 سورهء فرقان مي‌گويد:

"وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا"

«و اوست ذاتي كه دو دريا را به هم درآميخت كه اين يكي داراي آب گوارا و شيرين و آن ديگر، شور و تلخ است و بين اين دو آب در حين به هم آميختن آنها واسطه و حايلي قرار دارد تا هميشه از هم جدا باشند»

این آیه یکی از مظاهر شگفت انگیز قدرت پروردگار را در جهان آفرینش ترسیم می‌کند. این حائل یا برزخ همان تفاوت درجه غلظت آب شور و شیرین ، به اصطلاح وزن مخصوص آنها است که سبب می‌شود تا مدت مدیدی به هم نیامیزند.

و در آيات 19 و 20 سورهء رحمان مي‌گويد:

"مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لا يَبْغِيَانِ"

«اوست ذاتي كه دو درياي شور و شيرين را به هم در آميخت، به نحوي كه در ميان آنها پردهء حايلي قرار داد كه به هم در نمي­آميزند»

بيگمان پديدهء طبيعتي‌ كه قرآن در اين آيات از آن ياد مي‌كند، از قديم‌ترين عصرها تا كنون نزد انسان شناخته شده بوده است؛ اين پديدهء طبيعي مي‌گويد: هر گاه دو رودخانه در يك گذرگاه آبي با همديگر يك جا شوند، آب يك رودخانه با آب ديگري در هم نمي‌آميزد.

بشر قانون مربوط به آن را فقط از چند دهه به اين سو كشف كرد؛ زيرا مشاهدات و تجارب علمي نشان دادند كه در اينجا قانوني هست كه اشياء سيال را در تحت ضابطهء خاصي نگه مي‌دارد كه آن را به نام «كشش سطحي» مي‌نامند؛ اين قانون حكم مي‌كند كه دو مايع سيال به دليل اختلاف و تفاوتي كه در كيفيت جذب و ذوبان آنها وجود دارد، در همديگر آميخته و يا به تعبير دقيق‌تر ذوب نشوند. علم جديد از اين قانون كه قرآن از آن به عنوان «برزخ» تعبير نموده، فراوان بهره برده است. هرچند ما با همهء اطمينان گفته نمي‌توانيم كه مراد از «برزخ» در قرآن كريم، همان قانون «كشش سطحي» ‌يي است كه در ميان دو آب وجود داشته و مانع در هم آميختن يك آب با آب ديگر مي‌شود، اما كشف اين قانون مسلماً در راستاي تفسير آيات قرآني فوق الذكر قرار دارد.

قانون برزخ يا به تعبير جديد «كشش سطحي» را مي‌توانيم با مثال ساده­يي بيشتر روشن سازيم: شما مثلاً وقتي پياله‌يي را پر از آب مي‌كنيد، اين پياله لبريز نمي‌شود مگر آنگاه كه آب از سطح پياله به يك اندازهء معيني بالاتر برود، چرا؟ به دليل اينکه همانگاه كه اجزاي مايع سيال، بالاتر از سطح پياله چيزي را نمي‌يابند كه به آن اتصال يابند، واپس به ما تحت خود بر مي­گردند و در اين زمان است كه پردهء ظاهراً نرم و ظريفي بر سطح آب ايجاد مي‌شود و همين پرده است كه آب را تاحد يك فاصلهء معين، از بيرون ريختن از پياله مانع مي‌گردد. اين پرده برخلاف آنچه ظاهراً ديده مي‌شود، چندان هم نرم نيست و به درجه‌يي قوي مي‌باشد كه اگر شما سوزني از آهن را بالاي آن بگذاريد، به آب داخل پياله غوطه‌ور نمي‌شود. چنانچه همين پرده است كه مانع اختلاط آب و روغن، و آب شيرين و آب شور با يكديگر نيز مي‌شود.

 

کروی بودن و حرکت دایره ای همه ی پدیده ها:

شاید جای بسی شگفتی باشد که حرکت اکثر پدیده های طبیعی خلقت از کوچکترین ذرات درون مواد گرفته تا عظیم ترین کهکشان ها در مجموع حرکت دایره ای و کروی شکل هستند.دانشمندان بسیاری، حرکت الکترون ها اطراف هسته را به شکل کروی تصور کردند واحتمال حضور الکترون را در فضای کروی اطراف هسته پیش بینی کردند و البته وجود نیروی جاذبه ی نامریی که بین هسته و الکترون وجود دارد که ما فقط اثر ان را مشاهده می کنیم جای بسی شگفتی است و جالبتر این که شبیه این نیرو در زمین هم وجود دارد.آری ما هم بر روی زمینی زندگی می کنیم که هم شکل کروی دارد و هم حرکت دایره ای و کروی وهم محکم ترین نیروی جاذبه ما را بر روی مدار زمین نگه داشته. اگر نیک بیاندیشیم و اندکی با درایت بنگریم خواهیم فهمید که تک تک ذرات هستی از اتم ها و سپس از الکترون تشکیل شده و حرکت کوچکترین ذرات با عظیم ترین ان ها شبیه هم هستند.حال می خواهیم دامنه ی شکل کروی پدیده ها را کمی وسیع تر کنیم  کروی بودن فضای محدود رحم مادر و حرکت دایره ای جنین در چنین فضای محدودی و نیز نیروی جاذبه ای قوی او را در هر جهت به چرخش در می اورد حتی در جهت خلاف نیروی جاذبه ی زمین جای بسی شگفتی است!شکل کروی وحرکت دایره ای همه سیارات منظومه شمسی و نیروی جاذبه ی نا مریی که سیارات را در منظومه شمسی به حرکت در اورده این هم نیز معجزه ای دیگر از اعجاز علمی خداوند!

به قول دکتر شریعتی:

چرا تمام چیز های جهان شکل کره است؟

زمین ،ستاره،خورشید،

الکترون ،پروتون،

هر مولکول،هر اتم،

هر ذره ای،خشت بنای این جهان

منظومه ای

هر زنده ای  

               چه یک گیاه،چه جانور،

دور می زند دایره وار،آب ،خاک،شب، روز،صبح، غروب

هر ساعت،هر دقیقه،هر ثانیه،هر هفته،هر ماه،هر فصل،هر سال!

و مجموعا یک منظومه

"صفر هم یک دایره ی توخالی است،

دور می زند ،

اولش می رسد به آخرش...

اما اگر همه پدیده های دایره وار که شبیه صفرند

جلو "یک"بنشینند

اگر بخواهند فقط برای "یک"باشند

جاوید می شوند

"یک"هست

آن یک فقط «خدا»هست

هیچ چیز دیگری نیست!

"یک"

            جلوش تا بی نهایت

                                        صفر ها.......

 

حال می رویم سراغ شاهد های قرآنی و تطابق آن با علم روز:

1- ستونهاي غيرمرئي آسمان:

خداي بزرگ در آيهء دوم سورهء مباركهء رعد مي‌فرماید:"اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا"

«خداوند ذاتي است كه آسمانها را بدون ستونهايي كه شما آنها را ببينيد، برافراشت»

 

اين آيهء کریمه با نحوهء نگرش قدما به آسمانها مطابقت دارد؛ زيرا مردم قديم بالاي سر خود دنياي بزرگي را مشاهده مي‌كردند كه به خودي خود بر پاست و هيچگونه پايه و ستوني هم ندارد. امروز در عصر جديد نيز ملاحظه مي‌كنيم كه مردم زمان ما تفسير مشاهدات خود را در اين آيهء مباركه مي‌توانند يافت؛ مشاهداتي كه از يكسو نشان‌دهندهء اين امر است كه اجرام آسماني ظاهراً بدون هيچ ستوني در فضاي بي‌نهايت بر پا مي‌باشند، اما از سوي ديگر براي آنها ستونهاي غير مرئيي وجود دارد كه اين ستونها در قانون جاذبه تمثيل و تعريف مي‌شوند.

آري! در واقع اين نيروي عظيم جاذبه است كه به اجرام آسماني كمك مي‌كند تا در جغرافياي معين خود باقي مانده و در مدارهايي منظم سير نمايند.

اگر دقّت كنيم، تعبير قرآن از قانون جاذبه به «ستونهاي غيرمرئي» تعبير معجزانه‌يي است؛ چه اگر قرآن كريم كتاب پروردگار بزرگ نمي‌بود، در آن صورت هزار و چهارصد سال قبل كه هيچ انساني در روي زمين به وجود ستوني براي اجرام آسماني معتقد نبود و حتي هيچ نظريّه‌يي هم در اين رابطه وجود نداشت، ديگر به ذكر جملهء «بِغَيرِ عَمَداٍ تَرَونَهَا» كه براي مخاطبان قرآن در عصر بعثت، معني و مفهوم خاصي را به همراه نداشت، هيچ لزومي احساس نمي‌شد. اما از آنجا كه قرآن كريم تنها،كتاب عصر بعثت نيست، بلكه كتاب معجزه ی پروردگار تا يوم القيامه است بنابراين، تعابير علمي به كار گرفته شده در آن نيز تا روز قيامت كارآيي خود را محفوظ نگه مي‌دارند.

 

2-حركت منظم اجرام آسماني:

قرآن كريم در آيهء (40) سورهء مباركهء يس در بارهء خورشيد و ماه مي‌گويد:

 

"وَكُلٌّ فِي فَلَك يَسْبَحُونَ"

«هر كدام آنها در سپهري شناور اند»

انسان عصر قديم، حركت ستارگان را مشاهده مي‌كرد و مي‌ديد كه اين موجودات آسماني، در زمان معيني از يكديگر فاصله گرفته يا به همديگر نزديك مي‌شوند. از اين روي، تعبير قرآني فوق الذكر براي خورشيد و ماه، هيچ تعجب يا استبعادي را در ميان مخاطبانش بر نمي‌انگيخت.

اما ره‌آوردهاي علمي جديد، به اين تعبيرات جامهء نويني پوشانده و ابعاد و اعماق جديدي را بر آن افزود. چه آنگونه كه مشاهدات و مطالعات جديد علمي نشان دادند، قرآن نه فقط براي حركت اين اجرام آسماني تعبيرات دقيقي را به كار گرفته است، بلكه حتي با اين تعبيرات، كليدهاي اصلي بحث‌هاي نجومي را نيز در اختيار دانش نوين بشري قرار داده است.

طوري كه همه مي‌دانيم، قرآن كريم در زماني نازل گرديد كه علم نجوم به حقايق مطرح شده در قرآن به اين ارتباط، دسترسي پيدا نكرده بود، بلكه بررسیهاي علماي نجوم چندين قرن پس از نزول قرآن ادامه يافت تا سرانجام با اختراع آلات و ابزاري چون رصدخانه‌ها و تلسكوبها، بشر به يافته‌هاي جديدي از دانش نجومي دست پيدا كرد و آنگاه به همان‌ جايي رسيد كه قرآن كريم قرنها قبل از آن مطرح كرده بود.

هنگامي كه گاليله در سال 1609م به اختراع تلسكوبي موفق گرديد كه مي‌توانست اجسام واقع‌ شده در فاصله‌هاي دور را سي بار و سطح آنها را هزار بار به ساحهء ديد انسان نزديكتر سازد، درست در اين زمان بود كه دانش نجوم امكان علمي آن را يافت كه به پاره‌يي از حقايق مهم در اين زمينه دست پيدا نمايد.

 قرآن كريم در آيهء 40 از سورهء مباركهء يس به صراحت بيان كرد كه:

"لا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي نجوم يَسْبَحُونَ"

«نه در گردش منظم عالم، خورشيد را شايد كه به ماه فرا رسد و نه شب بر روز سبقت مي‌گيرد و هر يك در مدار معيني در فضاي بي‌پايان شناورند»

چنانکه قرآن يك‌هزار و چهارصد سال قبل، نه فقط در يك آيه، بلكه در آيات عديده‌اي كه بعداً روي آنها مروري خواهيم داشت، حركت دوراني منظم زمين را نيز به اثبات رساند.

 

3-کروی بودن وتقدم و تأخر زمانی:

خداي سبحان در كتاب بزرگ خود مي‌ فرمايد:

"رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ"

«پروردگار مشرق و مغرب» [شعرا/28]

"رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ"

«پرودرگار مشرقين و مغربين» [الرحمن/17]

"رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ"

«پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها» [معارج/4]

به جاي اينکه براي اثبات اين حقيقت به پيچيد‌گي هاي علم نجوم وارد شويم، بهترين مثال براي ما همين روزهء ماه رمضان است. ملاحظه مي‌كنيم كه ما در ماه مبارك رمضان، در افطار هر روز، مغرب جداگانه‌يي از روز ديگر داريم. و همچنين در خودداري از اكل و شرب، طلوع ديگري غير از طلوع روز قبل. اوقات نماز نيز در هر روز نسبت به روز ديگر فرق مي‌كند كه اينها همه تابع حركت زمين بر محور خورشيد است.

دقيقاً در اينجاست كه ما به عمق مفهوم علمي آيهء كريمهء "رَبُّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ"آشنا مي‌شويم و در برابر اعجاز علمي اين سه آيهء مباركه كه با سه گونه تعبير از يك حقيقت كه همانا طلوع و غروب خورشيد است، نازل گرديده اند و هر يك از نظر علمي در نهايت دقّت قرار دارند، خيره مي‌مانيم.

حتي تقدم علمي كه بسياري از مفاهيم متعارف و ديگاه‌هاي سنتي در عرصهء علوم هستي شناسي را تغيير داده است، هر گز نتوانسته معني اين آيات را تغيير دهد بلكه تماماً با آنها همآهنگ گرديده است.نويسنده ای در اثر خود نوشته بود:«اي زمان! كه در تو هست همهء زمانها!» معناي اين سخن اين است كه «زمان» در كائنات يك امر نسبي است.نماز ظهر را ادا مي‌كنم، مردمي ديگر در بعضي از جاهاي ديگر دنيا در عين زمان نماز عصر را برگزار مي‌نمايند، جمعي ديگر در يك جاي سوم نماز مغرب را. جمعي چهارم در جاي ديگري نماز عشا را و جمعي پنجم در جايي ديگر، نماز صبح را. يعني اينکه در روي زمين در يك وقت واحد، جهت اداي نمازهاي ظهر و عصر و مغرب و عشا و بامداد، براي خداي عزّوجلّ اذان و اقامه خوانده مي‌شود و از اين روي، در تمام اوقات و لحظات زمان، ذكر و نيايش حق­تعالي جاري است».

اين فقط سه آيه از آيات قرآن كريم است كه مرزهاي زمان را درنورديده و با تقدم علمي بشر، دقّت در تعابير و معاني آن روشن گرديده است به طوري كه اين آيات در هنگام نزول قرآن عطا و بخششي داشته اند، امروز عطاي ديگري دارند و اي چه بسا كه در زمانهاي آينده و بعد از تقدم بيشتر علم، باز بخششها و دريافتهاي مجدد ديگري داشته باشند؛ از آن رو كه عطاياي قرآن هميشه متجدّد و متطوّر مي‌باشد.

اعجاز قرآن كريم درا ينجا اين است كه براي هر عصر و هر نسل، عطاياي خاص خود را داراست و نياز هر عقل را نيز، مطابق ظرف و محمل آن برآورده مي‌كند بدون آنکه اين كار، با حقيقت علميي در تناقض باشد و يا با حقايق هستي در تصادم. تصادم حقايق هستي با حقايق قرآن از آن رو منتفي است كه فاعل در حقيقت خداي متعال است، خالق نيز هم اوست و گوينده نيز خود او مي­باشد. و اين، خود يكي از نواحي اختلاف قرآن كريم در معجزاتش با كتب آسماني ديگر است.

 و اما سخن آخر...

حالا که باهم به پایان سفر با آب و حقایق و معجزات الهی نزدیک شدیم،در طول راه چه کشفیاتی کردید؟ آب حیاتی اسرار آمیز دارد.تک تک آیات الهی در طبیعت وجود دارند و به شکل مصور و عینی در پیش چشمان ما قرار دارند.خداوند طبیعت را بهترین آموزگار ما قرار داده،حال تمام زیبایی های طبیعت از آب نشأت گرفته :عظمت رنگارنگ طبیعت،علفزار سرسبز،رشته های ابریشمین باران،ابر هایی که نور طلایی خورشید را از لابلای خود عبور می دهند،رنگین کمان پهن بر گستره ی آسمان،دریای گسترده که هر چه به عمق آن نزدیک تر شوید آبی تر است.تشعشعات نور خورشید بر سطح دریا می رقصندو گیاهان و مرجان ها و ماهیان ته آن را منعکس می کند.این،هنر است اجرایی با عظمت در اوج بهترین ها !

تو می دانی

که خود آب هستی و خرد آب

پس بگذار جاری شوی

و آنگاه است که اعجاز سر بر می آورد...

به همراه دعایی موزون برای صلح،

روح و روان تو تا فراسوی دریاها می رود...

آب شجاعانه جاری است و هرگز از حرکت باز نمی ایستد،هرگز تأمل نمی کند...

آب بی پروا و سبکبار در عالم پیش می رود،

                      زیرا آگاه است........

همه ی ذرات هستی به ما می آموزند که:"یُسَبِحُ لِله ما  فی السموات وَ ما فِی الَارض"

آری :هر کس به زبانی سخن صنع تو گوید   بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

 

                                                                          به امید صبحی دیگر

                                                                      با طلوع اندیشه ای ژرف تر